مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
336
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
منكر اختصاص داشت ؛ و گرنه احتمال داشت كه قضيه با سكوت امام در برابر يزيد - كه زير بارش نرفت - با سكوت وى از درخواست بيعت پايان بپذيرد . بنابراين ، در مجموعه عوامل مؤثر در قيام مقدس حسينى ، عامل امر به معروف و نهى از منكر از همه مهمتر بود . در وصيتى كه امام حسين عليه السلام به برادرش محمد حنفيه فرمود ، مىبينيم كه آن حضرت علت قيام خويش را تنها به همين عامل محدود فرمود ؛ و از عامل خوددارى از بيعت سخنى به ميان نياورد . همان گونه كه دربارهء ديگر عوامل مؤثر در قيام مقدس حسينى ، مانند عامل نامههاى اهل كوفه ، چيزى نگفت . آن حضرت در اين وصيت تنها دربارهء اصلاحطلبى و ضرورت دگرگونى اوضاع فاسد از راه امر به معروف و نهى از منكر سخن مىگويد ؛ و اين دليلى است روشن و قاطع بر اهميت والاى عامل اصلاحطلبى و امر به معروف و نهى از منكر . گويى كه پيام اين وصيت تأثير روشن و مستقل اين مهمترين عامل است . در چارچوب عامل امر به معروف و نهى از منكر ، مىبينيم اين امام است كه تصميم مىگيرد و رويارويى با حكومت اموى را آغاز مىكند ، نه اين كه دعوت اهل كوفه يا تقاضاى حكومت اموى از امام حسين عليه السلام براى بيعت و خوددارى ايشان ، حضرت را وادار به رويارويى كرده باشد . اين تبديل حرام به حلال و حلال به حرام و شيوع فساد در زندگى امّت بود كه امام را در برابر ضرورت رويارويى و وجوب قيام و نهضت قرار داد . مفهوم اين سخن اين نيست كه امام عليه السلام در دوران معاويه ، وظيفهء امر به معروف و نهى از منكر و طلب اصلاح در امّت را ترك گفت ؛ يا دربارهاش سستى ورزيد . بلكه در آن دوره نيز با اشكال گوناگون و مناسبتهاى پياپى به انجام اين وظيفه مقدس اقدام مىفرمود . ولى انجام آن در آن دوران در چارچوب نگرش به پيامدها و برآورد نتايج مترتب بر آن - و عدم احتمال رسيدن به نتايج مورد نظر تا زنده بودن معاويه - به پايينتر از قيام عليه وى متوقف گشته بود . اگر ارزش و اهميت هر قيامى به عوامل مؤثر در آن نهضت باشد ، عامل امر به معروف و نهى از منكر نسبت به ديگر عوامل مانند عامل خوددارى از بيعت و عامل نامههاى اهل